X
تبلیغات
رایتل

اعتیاد جایگزین لذت های طبیعی

30 اردیبهشت 1388 ساعت 02:01

جامعه نظامی خود سازمانده است . یعنی کارکردهای آن بر روی یکدیگر تاثیر می گذارند و شبکه ای متداخل از رفتارهای مرتبط با هم را ایجاد می کنند . نارسایی در یک کارکرد ، معمولا به تنشی می انجامد که با ظهور کارکردهای جدید در سطوح دیگر جبران می شود . قحطی به پیدایش سیاست های ریاضت کشی اقتصادی منتهی می شود و جنگ به توسعه ی نظامی ختم می گردد . این قاعده جبرانی از تلاش جامعه برای نیل به پایداری در شرایطی که بحرانی برای این پایداری روی داده ناشی می شود . چنین قاعده ای برای پویایی لذت در جوامع نیز درست است . با توجه به این که بقاء ابتدایی ترین شرط پایداری جامعه است و رفع تنش های مربوط به بقاء < مثل گرسنگی و میل جنسی > به تولید لذت های زیستی منتهی می شود ، خطرناکترین عارضه ای که برای سیستم لذت یک جامعه می تواند رخ دهد ، نارسایی و قحطی لذت های طبیعی است .

قدیمی ترین و رایج ترین مشکلی که می تواند تولید و توزیع لذت طبیعی را در جامعه مختل کند ، فقر سرانه منابع تولید کننده ی آن است .

جامعه ای که در تولید لذت کافی شکست بخورد یا در سازماندهی مصرف کننده گانش ناکام شود ، در هر دو حالت آن چه که ظاهر می شود ، فقر سرانه لذت طبیعی در سطح اجتماعی است .

جامعه ای که در سازماندهی مصرف کننده گان لذتش مشکل دارد ، از بسیاری از زوایا بحران زده و ناپایدار می نماید .

این مشکل فرهنگی که به ظاهر نوعی اختلال نرم افزاری و معنایی علت اصلی نارسایی لذت در این جوامع است ، به دلیل وجود تابوهایی اخلاقی ، بهره مندی از اشکالی زیر بنایی از لذت طبیعی را ناشایست می داند . نظام فرهنگی که دستیابی اعضایش به حوزه های طبیعی و ضروری از لذت طبیعی را منع می کند و ساختی اجتماعی که نوعی برخورداری اعضای جامعه را به شکلی نابرابر و تبعیض آمیز تنظیم می کند ، از زمره ی این مشکلات فرهنگی است .

شهر وندان جوامعی که راه لذت جویی را بر آنها بسته اند راه ساده تری را بر می گزینند و کمبود لذت های طبیعی را با پرداختن به لذت های دروغین و نه راستین جبران می کنند . مواد مخدر ، به ساده گی قابل تولید و توزیع هستند و منابع سرشار تجارت شان چنان کلان است که همواره گروهی سودجو برای بر عهده گرفتن این کار وجود خواهند داشت . دستیابی به لذت آن هم ساده است و نیاز به پیچیده گی های روان شناختی ، استعداد و قریحه ی خاص و حتی سواد و درک درست و حسابی هم ندارد . لذت دروغین از مجرایی جز پردازش اطلاعات و تولید معنا عمل می کنند و بنابر این از ابتدا نیازی به پیش شرط های معنایی و شناختی ندارند ، به همین دلیل هم معتاد شدن جامعه ای که از لذت های طبیعی محروم شده است ساده ترین و مرسوم ترین پاسخی است که معمولا بروز می کند .

مهم است که هنگام طرح این موضوع دچار عقده ی دایی جان ناپلئونی نشویم و کل رخ دادها را به عنوان نوعی توطئه ی بین المللی تلقی نکنیم . چرا که چنین برداشت ساده انگارانه ای به اندازه نادرست بودنش رایج است . جوامع انسانی پدیدارهایی بسیار پیچیده تر از آن هستند که بتوانند توسط فرد یا گروهی هدفمند و برنامه دار برای مدتی به این درازی مدیریت و هدایت شوند . الگوهای پیش رونده و منسجم از این دست ، همواره در شبکه ای بغرنج و متداخل و گاه متناقض از عوامل گوناگون و بازیگران بی شماری ریشه دارند که معمولا به شکلی ناآگاهانه و موضعی عمل می کنند و از بر هم افتادن اثرات رفتارهای شان الگوهایی مانند رشد روز افزون اعتیاد در جهان نتیجه می شود .

اعتیاد در سطح زیستی بقای آدمیان ، در سطح روان شناختی معنای ذهن ها و در سطح جامعه شناختی قدرت اجتماعی را مختل می کند .

اعتیاد را نباید امری متافیزیکی ، ویژه و خاص آدمی دانست . ویژه گی آن در این است که مهمترین جنبه ی هویت آدمی یعنی انتخاب را مختل می کند و به این ترتیب رفتارهایی تکراری و یکسان را در افرادی که تا پیش از اعتیاد منحصر به فرد و خاص بوده اند را ایجاب می کند . اعتیاد ، مرض انتخاب است . گذشته از این هیچ امر ویژه یا چشم گیری در موردش وجود ندارد . جوامع در جریان هزاران سال مبارزه با بقاء و به دنبال هزاران سال تجربه ی فقر لذت و بیماری آموخته اند تا بیماری های خویش را به شکلی توجیه کنند . اروپاییان قرن چهاردهم طاعون را ناشی از خشم خدا می دانستند و اندیش مندان شان در نیمه ی نخست قرن بیستم ، در زمانی که مردم کشورشان به قتل عام یکدیگر مشغول بودند ، جنگ را امری محتوم ناشی از تقدیر تاریخی یا حتی سازنده برای سرزنده گی جامعه می دانستند . امروز نیز جوامع انسانی بیان ها و تفسیرهای خاص خود را برای توجیه کردن و کنار آمدن با پدیده ی اعتیاد ابداع کرده اند . زمانی تیموتی لیری ادعا می کرد که مواد توهم زا یی مانند LSD به دلیل اثرشان بر دستگاه حسی ، قدرت مکاشفه و شهود را در افراد گسترش می دهد . فروید زمانی کوکائین را دارویی معجزه آمیز برای درمان تمام دردها و افزایش قدرت تحرک لیبیدو در سراسر بدن می دانست .

در اواخر قرن نوزدهم هنگامی که سرخ پوستان در نبرد با سپید پوستان شکست خوردند و گله های بوفالو و زمین های شان را از دست دادند ، به آیین پرستش پیوتل < ماده ای توهم زا > روی آوردند ، ویک قرن بعد ایرانیانی که از فشار جنگ و ناکامی اقتصادی به جان آمده بودند آرامش خود را در نسخه ای مدرن از این آیین < کتاب های کاستاندا > جست و جو کردند . هنوز هم هستند عارف نمایانی که مستی و شناوری در منگی ناشی از مخدرها را مقدمه ی رستگاری و رهایی از جهان مادی بدانند . اما شاید تمام این ها توجیهی برای تحمل پذیر کردن امری توجیه ناپذیر باشد .

اعتیاد بیماری خطرناکی است در سطح اجتماعی ، اختلالی در کارکرد دستگاه لذت ، شیوه ای برای جبران قحطی لذت ، ابزاری سیاسی در دست دولت مردان و شکلی از مرگ تدریجی که من ها را در قالب ماشین های مصرف بیشتر مسخ می کند . و این چیزی نیست جز قدرت تباه کننده و مرگبار اعتیاد که با کمک عوامل آشکار و پنهان مافیای قاچاق ، تبهکاران حرفه ای ، دولت های سلطه گر و حاکمیت های نابسامان گسترش می یابد .  

  

ایما کرمی

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo