X
تبلیغات
رایتل

معاصر بودن

6 اردیبهشت 1388 ساعت 00:49

از نظر عاطفه و خیال و احساسات نود و پنج درصد مردم میهن من در فاصله ی قرنهای هفتم تا یازدهم هجری متوقف مانده اند . به همین شیوه عاطفه می ورزند و خیال می بافند و ندبه می کنند و بالاترین اعتراض شان بازگشت است ! نوستالژی گذشته است و عصیانشان ، خیامی و اغتنام دم ، ... دورترین برد تفکرشان ، در پروازی خسته و کوتاه و در حقیقت ارسطویی و تا پیش پا و گاه پشت سرشان است . ما در زیر سرپوش گنبدی پوک و بزرگ ، و البته با پژواک ها و نقش نگارهایی در هم و مرموز و سرگرم کننده ، محبوس مانده ایم و از بیرون این فلک کوچک بی خبریم و آنچنان مجذوب پژواک صداهای کهن و نقش و نگارهای مرموز شده ایم که آنها را صدا و تصویر خود می پنداریم و در سرگیجه ای ابدی ، سماعی مکرر و مکروه را بیهوده پای می کوبیم و گمان می کنیم سر مستیم !

هنوز صداهای بیرون از سرپوش پوک با سقف مرصع به گوش نود و پنج درصد مردم ما غریب و گوشخراش و بیگانه می آید .

معاصر بودن ، یعنی از زیر آن سرپوش شوم و نامیمون بیرون آمدن . یعنی رها شدن از شبکه آن ارکستر سر گیجه و نوحه و زاری زیر سرپوش . یعنی آشنا شدن با صداها ، و تصویرها و نام های بیرون از سرپوش پوک  . یعنی نام های جدید و برازنده این جهان به اشیاء بخشیدن . ساقه ها ، برگها ، چهره ها و رفتارها باید بر متن وافعی خود ، بر امروز ( یا فردا ) و نه دیروز ترسیم و تصویر شوند .

 

 منوچهر آتشی

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo