X
تبلیغات
رایتل

پرونده

1 دی 1387 ساعت 17:58

سالهاست که واژه پرونده ملکه ذهنم شده و مثل بختک به زندگی ام چسبیده از پرونده سالهای گذشته اداره ... گرفته تا پرونده های دادگستری ، تعزیرات ،کمیسیون ماده ۱۰ و ... 

سیستم ظرفیتهای پرونده سازی بدجوری شکل گرفته است چیزی نزدیک به فاجعه . 

دراین پرونده ها به استناد ماده و تبصره ذیل آن آدمی را آنچنان به دیوار می کوبند که مثل پلنگ صورتی روی دیوار پرس می شوی . 

سالهاست که آرزو دارم تا شاید از این پرونده ها گل و ترانه بریزد . 

 

یک شعر اداری 

 

ای کاش  

این کلبه ساده لب رود 

یک روز محل کار من باشد 

 

 

ای کاش  

اعلام کنم حضور خود را  

بر قله کوه و دامن دشت  

هر روز درست ساعت هشت 

 

 

ای کاش تمام کارمندان 

بودند پرندگان خوشخوان 

با نامه ابرها به منقار 

 

 

ای کاش می شد همه وقت رفت و گل چید 

بر << طبق مقررات >> خندید 

 

 

ای کاش بدون بخشنامه  

می خواندم و چرخ می زدم من  

با موج و نسیم  

 

 

ای کاش  

پرونده من که باز می شد  

می ریخت از آن گل و ترانه 

 

 

از عمران صلاحی 

  

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo