X
تبلیغات
رایتل

۲ - آتشپاره امریکایی ( عقل سلیم نوشته تامس پین )

2 آبان 1387 ساعت 14:37

هنگامی که تامس پین در سی و هفت سالگی به خطه آمریکا گام نهاد هیچ فرد معقول و خردمندی آینده ای درخشان برای او پیش بینی نمی کرد . تا آن زمان تمامی حیات او سلسله ای از شکست ها و ناکامی ها و نومیدی های پیاپی بود . هر کار که بدان دست یازیده بود پایانی تاریک و غم انگیز داشت . از این رو هرگز گمان نمی رفت که این مهاجر تازه وارد دنیای نو در یکی دو سال به صورت یکی از بزرگترین رساله نویسان زبان انگلیسی و یکی از پر غوغاترین مردان تاریخ امریکا و به صورت یک فرد انقلابی و مبلغ سیاسی که نامش در سراسر مستعمرات امریکایی و بریتانیا و در خود انگلستان و اروپای غربی موجد ترس و نفرت و موجب ستایش و تحسین خواهد بود، سر بر خواهد آورد و قد علم خواهد کرد . گویی سفر اقیانوس در شخصیت و اخلاق و روحیات این مرد تحول شگرف به بار آورد و یک شبه وی را از قالب مردی عادی به در آورد و به نابغه ای بدل ساخت .

تامس پین در بیست ونهم ژانویه سال 1737 از پدری < کویکر > و مادری < انگلیگان > در شهر ثت فورد واقع در استان نورفک ( مشرق انگلستان ) زاییده شد . پین از آغاز زندگی دچار فقر و محرومیت بسیار و گرفتار کارها و مشاغل سخت و جانکاه بود . تا سیزده سالگی در مدرسه متوسطه تحصیل می کرد و در آن جا به گفته خودش < آموزش و پرورش اخلاقی بسیار نیکو و توشه بزرگی از دانش > به دست آورد . استعداد طبیعی وی در زمینه علوم و اختراعات – در زمینه علم عملی نه دانش نظری – حتی در آن دوران جلوه کرد و سپس در سراسر حیات پر جوش و خروش او در وجودش باقی ماند .

در اوایل ماه دسامبر سال 1774 که پین از کشتی پیاده شد و به فیلادلفیا گام نهاد نامه فرانکلین تنها سرمایه بزرگ او بشمار می رفت . لیکن پین سرمایه گرانبهای دیگری با خود داشت و آن اندوخته تجارت گذشته اش بود . او خشونت و وحشیگری زشت و ناهنجاری را که در انگلستان مجری عدالت بود دیده بود، فقر جانکاه را می شناخت، درباره حقوق انسان مطالب بسیار خوانده بود، شکاف عمیق و وسیعی که میلیونها افراد عادی را از یکی دو هزار عضو خانواده های درباری و اشرافی بریتانیا جدا می کرد، دیده بود و از دستگاه پوسیده و فاسد انتخابات که نمایندگان مجلس عامه را در شهرها بر می گزید و نیز از فساد وتباهی و بلاهت خاندان حاکمه انگلیس آگاه بود . پین با تفکری عمیق درباره این مسائل محبتی بی پایان به بشریت و عشقی سرشار به دموکراسی و تصمیمی قاطع به ایجاد اصلاحات عمومی، اجتماعی و سیاسی داشت .

عقل سلیم که جزوه ای در چهل و هفت صفحه و به < خامه یک انگلیسی > است در دهم ژانویه سال 1776 به بهای دو شلینگ به بازار آمد . در مدت سه ماه 120000 نسخه آن به فروش رسید و تخمینی که درباره میزان فروش آن زده می شود بالغ بر نیم میلیون نسخه است و این به نسبت جمعیت آن روز برابر با فروش 30000000 نسخه در امریکای امروز است . عقیده بر این است که در حقیقت هر یک از افراد با سواد سیزده ایالت مستعمره آن را خوانده است .

علی رغم میزان فروش عظیم کتاب پین به میل خود دیناری حق التالیف نگرفت . در تاریخ ادبیات جهان از لحاظ تاثیر آنی اثر نوشته ای نظیر عقل سلیم و قابل قیاس با آن نمی توان یافت . عقل سلیم برای ایالات مستعمره به مثابه آوای پر طنین شیپور پیکار بود و استان های مستعمره را می خواند تا به خاطر استقلال خویش بی تزلزل و بی امان به نبرد بر خیزد . پین انقلاب را تنها راه حل منازعات و مناقشات ایالات مستعمره با بریتانیا و ژرژ سوم می دانست و اعلام می کرد < چون هیچ چیز جز ضربات کاری نیست بیایید به خاطر خدا آخرین ضربه را فرود آریم و از انگلستان جدا شویم . >

بخش اول رساله عقل سلیم درباره بنیاد و ماهیت حکومت بحث می کند و توجه خاصی به قانون اساسی انگلستان دارد . فلسفه نویسنده در مورد دولت در جملاتی از این قبیل آورده شده است :

دولت حتی در بهترین حالت خود چیزی جز یک مصیبت ضروری نیست و در بدترین حال خویش مصیبت تحمل ناپذیری است . دولت نظیر جامه، نشان پاکی و معصومیت از دست رفته است قصور حکمرانان بر خرابه های غرفات بهشت بنا شده است . .. تمدن هر اندازه کاملتر باشد به دولت کمتر نیاز دارد .

پین درباره منشا و پیدایش دولت چنین استدلال می کند :

< دولت به علت ضعف و ناتوانی فضیلت اخلاقی در اداره کردن جهان ضرور شمرده شد در این مورد نیز مقصد و رسالت حکومت ایجاد آزادی و امنیت است . >

پین بین جامعه و دولت تفاوت فاحشی قائل است . می گوید : انسان ها برای این به جامعه جلب شده اند که بعضی از خواست های ایشان از راه همکاری اجتماعی برآورده شود . در این حال انسان حقوق طبیعی خاصی از قبیل آزادی و برابری دارد . از نظر کمال مطلوب اگر < انگیزه های وجدانی روشن و یکسان می بود و بی مقاومت اطاعت می شد . > انسان می بایستی بتواند بدون نیاز به دولت در صلح وصفا و سعادت بسر ببرد . چون انسان طبعا" ضعیف و از لحاظ اخلاقی ناقص است قدرت مهار کننده به وسیله دولت فراهم شده است . امنیت و پیشرفت و ترقی و راحتی مردم یبشتر وابسته و منوط به اجتماع است نه دولت . عادات و رسوم اجتماعی و روابط دو جانبه و علایق متقابل انسان ها موثرتر و نیرومندتر از تمام سازمان های سیاسی است .

پین می گوید : بیایید به جای آنکه با کنجکاوی و استفهام ناشی از سوءظن و تردید خیره خیره به یکدیگر بنگریم هریک به سوی همسایه خویش صادقانه دست دوستی دراز کنیم و برای ایجاد جبهه ای متحد شویم – همان اتحادی که همه اختلافات پیشین ما را به گور فراموشی خواهد سپرد . بگذارید نام  < انقلابی > و < اعتدالی > از میان برود و نگذارید در میان ما جز کلمات همشهری خوب، دوست صمیمی و مصمم و پشتیبان شریف حقوق انسانها و حامی ایالات آزاد مستقل نام دیگری به گوش رسد .

در چهارم ژوئیه سال 1776 یعنی کمتر از شش ماه پس از تاریخ انتشار رساله مشهور پین < کنگره نمایندگان ایالت ها > در کاخ دولتی فیلادلفیا بر پا شد و استقلال ایالات متحده آمریکا را اعلام نمود .

پین پس از انتشار اعلامیه استقلال بی درنگ در ارتش انقلابی نام نویسی کرد . او بعنوان سخنگوی پر کار و موثر آزادی و استقلال امریکا از راه انتشار جزوه های مسلسلی که هر یک نام < بحران > داشت به وحدت ملی و روح ملی مردم کمک ها و خدمات عظیم نمود . جزوه نخستین با این سطور که بعدها بسیار نقل شد آغاز می گردد : < این آن دورانی است که روح انسان ها را می آزماید . سرباز بزدل و میهن پرست < قلابی > در این بحران از خدمت به کشور خویش شانه تهی می کند . لیکن آن که اکنون کمر به خدمت میهن می بندد شایسته عشق و سپاس مرد و زن است > .

در 1782 پس از خاتمه انقلاب پین به ابداعات و اختراعات صنعتی روی آورد و نخستین پل معلق آهنین را طرح ریخت و به کار تجربه و آزمایش نیروی بخار پرداخت . وی تصمیم گرفت برای مشاوره با مهندسان فرانسوی و انگلیسی درباره برخی از مسائل فنی به اروپا رود . از این رو در 1787 به اروپا رفت ومدت پانزده سال در آن جا بسر برد .

پس از ورود پین به اروپا انقلاب فرانسه در گرفت و این واقعه ای بود که پین با شور و حرارت بسیار برای توجیه و اثبات بیشتر عقاید دموکراتیک خویش از آن پشتیبانی نمود . وی در دفاع از انقلاب و در پاسخ حملات ادموند برک اثر مشهور خود یعنی کتاب حقوق بشر را نوشت .

پین مجبور شد انگلستان را به خاطر فرار از چنگ توقیف با شتاب ترک کند زیرا به سبب عقاید و افکاری که در کتاب خود بیان می کرد متهم به خیانت شده بود . وی به فرانسه گریخت و در آنجا به عنوان نماینده < کاله > به عضویت کنوانسیون انتخاب شد .

پین به علت کوششی که برای رهایی لویی شانزدهم از اعدام کرد از افراطیونی چون روبسپیر و ماره گسست . هنگامی که افراطیون حکومت را در دست گرفتند پین بازداشت و از عنوان همشهری گری افتخاری فرانسه محروم شد و ده ماه به زندان افتاد و به سختی از چنگال گیوتین گریخت .

به سال 1802 هنگامی که پین به امریکا برگشت دید که همچون یک قهرمان انقلابی مورد پذیرایی و احترام نیست بلکه رهبران سیاسی و آن ها که به کلیسا می روند او را به سبب نوشتن کتاب عصر عقل و داشتن نظریات سیاسی افراطی منفور و مطرود می شمارند .

 در نیوروچل واقع در ایالت نیویورک یعنی همان جا که سکنی گرفته بود او را به این بهانه که امریکایی نیست از حق رای دادن محروم کردند . حتی یک بار قصد جانش کردند . پین پس از هفت سال باور نکردنی که پیاپی دشنام می شنید و منفور و مطرود و دچار فقر و ناخوشی بود در 1809 به سن 72 سالگی بدرود حیات گفت . مخالفین نگذاشتند در یک گورستان < کویکر > به خاکش سپارند .

کینه ها و دروغ ها و اغراض زشتی که سال های آخر حیات پین را در برگرفته بود تا دوران ما نیز دوام یافت . تئودور روزولت درباره او میگفت : < یک خدانشناس کوچک و کثیف > است لیکن نظیر < امپراتوری مقدس روم > که نه مقدس و نه رومی و نه امپراتوری بود پین نیز نه کثیف و نه کوچک و نه خدانشناس بود . حتی در سال 1933 یک برنامه رادیویی که بنا بود به یادبود وی از ایستگاه رادیوی شهر نیویورک اجرا شود ممنوع شد . و تا سال 1945 یعنی چهل و پنج سال پس از ایجاد < تالار آوازه مردان بزرگ امریکا > نام پین نتوانست بدان جا راه یابد .

همان سال شهر نیوروچل حقوق ناشی از تابعیت امریکا را که قهرمان انقلابی در 1806 از دست داده بود بدو بازگردانید .

این همان مردی بود که شاید بیش از هر کس استحقاق لقب < بنیانگذار استقلال امریکا > را داشت – مردی که برای نخستین بار عنوان < ایالت متحده امریکا > را به کار برد و کسی که پیدایش آن را پیش بینی کرد :

< ایالات متحده امریکا در تاریخ به اندازه امپراتوری بریتانیای کبیر نام و آوازه ای پر شکوه خواهد داشت > و اعلام کرد که < مرام امریکا به مقیاس وسیع مرام همه افراد بشر است > .

برای اخلاق و روحیه و طرز تفکر پین از پاسخی که وی به گفته فرانکلین داد شاخصی بهتر نمی توان جست . فرانکلین گفته بود : < آن جا که آزادی است کشور من است . > پین پاسخ داده بود : < آن جا که آزادی نیست کشور من است . >

اندروجکسون با جرات و شهامت میگفت :

<< تامس پین نیازمند آن نیست که بنای یادبودی برای او بنا کنند زیرا او در دل همه دلدادگان آزادی بنای یادبودی برای خویش به پا کرده است >> .  

کتابهایی که دنیا را تغییر دادند 

رابرت بینگهام داونز   

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo